شعر ولایی و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون ...
|
786
پرستوی مهاجرم چرا ز لانه می روی ؟ اگر ز لانه می روی چرا شبانه می روی ؟ قرار من ، شکیب من ، مهاجر غریب من فدای غربتت شوم که مخفیانه می روی حیات جان ، امید دل ، علی بود ز تو خجل که با کبودی بدن ز تازیانه می روی کبوتر شکسته پر مرا به همرهت ببر چرا بدون جفت خود ز آشیانه می روی چهار طفل خون جگر زنند در غمت به سر تو بر زیارت پدر چه عاشقانه می روی الا به رخ نشانه ات مگر شکسته شانه ات ؟ که موی زینبین خود نکرده شانه می روی همای بی ترانه ام چرا ز آشیانه ام به کوی بی نشان خود پر از نشانه می روی فتاده بر دلم شرر که تو در این دل سحر ز همسرت غریب تر برون ز خانه می روی ( میثم ) از چه واهمه تو راست مهر فاطمه به حشر هم سوی جنان بدین بهانه می روی
شاعر : استاد غلامرضا سازگار سلامتی امام زمان صلوات سلامتی استاد صلوات
نظرات شما عزیزان: برچسبها: [ سه شنبه 13 ارديبهشت 1390برچسب:حضرت فاطمه زهرا , صدیقه شهیده , بنت رسول الله , در سوخته , فاطمیه , آشیانه, ] [ 23:4 ] [ سید عبدالرضا هاشمی ]
[
|
|
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian skin ] |